با هم سفری به عمیقترین لایههای ناخودآگاه برای کشفِ ریشه الگوهای هیجانی، باورهای ناپیدا و تجربههایی آغاز میکنیم که ساختار روان را در سکوت شکل دادهاند. این سفر به بخشهایی از ذهن میرسد که معمولاً در دسترس آگاهی نیستند، اما همچنان بر شیوهی احساسکردن، تصمیمگیری و کیفیت ارتباطات اثر میگذارند.
و با کمک رویکردهای هیپنوتراپی، EMDR، طرحوارهدرمانی و CBT، زندگی را از رنج به سمت آگاهی و تنظیم هیجانی هدایت میکنیم؛ فرآیندی مبتنی بر شواهد که امکان بازپردازش تجربیات دشوار، اصلاح الگوهای شناختی–هیجانی و بازآرایی طرحوارهها را فراهم میسازد.
چطور میتوانیم به شما کمک کنیم؟

ترس
ترس برای بقای انسان لازم است برای اینکه در موقعیتهای خطرناک از خود محافظت می کند. ولی اگر ترس از حد عادی خارج شود آسیب زا می شود.

افسردگی
فرد در حالت افسردگی تمایلی به انجام کارهای روزمره نداشته و احساس پوچی، ناامیدی، بی ارزشی، خستگی، ضعف در حافظه و تمرکز، حس گناه و... می کند. به اطرافیان و محیط بی رغبت می شود.

اضطراب
شخص مضطرب؛ ترس، نگرانی و بیقراری را در درجه بالا احساس می کند تا جایی که توان ادامه به زندگی عادی را ندارد. حتی ممکن است شغل خود را از دست بدهد و یا باعث شود ارتباطش را با اطرافیان قطع کند.

تنهایی
ممکن است فرد در جمع و خانواده احساس تنهایی را داشته باشد. تنهایی به منزله نداشتن همدم و همصحبت می باشد. زمانی که فرد شخص مهمی را در زندگی از دست می دهد باعث ایجاد غم و اندوه می شود و احساس تنهایی به وجود می آید.

رنج
زمانی که تلاش میکند چیزی را به دست آورد و یا چیزی را از دست می دهد رنج به وجود می آید، رنج نقطه مقابل لذت می باشد. هر اتفاقی که برخلاف انتظار فرد باشد رنج بروز می کند.

خشم
خشم با احساسات و افکار منفی و رفتارهای آسیب رسان همراه می باشد. خشم پاسخ به رفتارهایی همچون تحقیر ، بی احترامی و تفسیر اشتباه از رفتار دیگران می باشد.
